مؤسسه و مهد قرآنی اسوه

حفظ روخوانی تجوید صوت و لحن

ارزش، آداب و آثار ایثار در زندگی

ایثار از برجسته‌ترین فضایل و ارزش‌هاى انسانى است که در قرآن و سخنان نورانى پیشوایان اسلام، از آن ستوده شده است؛ ازجمله قرآن‌کریم درباره‌ی ایثار جانى حضرت على علیه السلام می‌فرماید: «و برخی از مردم براى به‌دست آوردن خشنودى خدا جان خویش را فدا می‌کنند»…

ایثار از برجسته‌ترین فضایل و ارزش‌هاى انسانى است که در قرآن و سخنان نورانى پیشوایان اسلام، از آن ستوده شده است؛ ازجمله قرآن‌کریم درباره‌ی ایثار جانى حضرت على علیه السلام می‌فرماید: «و برخی از مردم براى به‌دست آوردن خشنودى خدا جان خویش را فدا می‌کنند»…

۱.معنای ایثار‌
«ایثار» در لغت از ریشه «أثر»، به‌معناى «برگزیدن» و «مقدم داشتن چیزى» (حسینی زبیدی، ۱۴۱۴: ‌۶، ۱۰؛ مصطفوى، ۱۳۶۸: ‌۱، ۳۲) است. ابن‌فارس، در معناى این واژه می‌گوید: اثر (همزه و ثاء و راء) سه ریشه معنایى دارد: پیش انداختن چیز، یادکرد آن و صورت اثرِ باقى مانده. خلیل گفته است: «قد أثرتُ بأن أفعل کذا»، اهتمام به انجام دادن تصمیم است. وقتى می‌گویى: «یا فلان! هذا آثراً ما آثرَ [ذى‌] أثیر»؛ یعنى هرگاه کارى را انتخاب کردى، انجامش بده یا رهایش کن. ابن‌اعرابى گفته است: معناى آن، چنین است: «آن را پیش‌تر از همه انجام بده» (ابن‌فارس، ۱۴۰۴: ‌۱، ۵۳).
۲.ایثار، در متون اسلامی‌
ایثار و مشتقات آن، در قرآن در دو معناى متضاد به‌کار رفته است: الف. مقدم‌داشتن مثبت که از بزرگ‌ترین ارزش‌هاى اخلاقى است؛ مانند این آیه شریفه: «وَ یُؤْثِرُونَ عَلى‌ أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ کانَ بِهِمْ خَصاصَهٌ؛ و[دیگران را] بر خویشتن مقدم می‌دارند، هرچند خودشان نیازمند باشند» (حشر: ۹). این کاربرد، همان معنای اصطلاحی ایثار است که عبارت‌است از: بخشش مال به کسى، با وجود احتیاج شخص بخشنده به آن (نراقى، بی‌تا: ‌۲، ۱۲۲)‌. این معنا؛ بیشتر در مقدم‌داشتن دیگران در امور مالى یا مقدم داشتن خواسته دیگران صدق می‌کند؛ اما ایثار انواع دیگری نیز دارد که بیان خواهد شد. چنان‌که در مصباح الشریعه، ایثارِ مثبت چنین تعریف شده است: «أصلُ الإِیثارِ تَقدیمُ الشى‌ءِ بِحَقهِ؛ ایثار؛ در اصل، مقدم‌داشتن چیزى است به‌جا» (جعفر بن محمد، ۱۴۰۰: ۱۶۴). نکته توجه اینکه؛ از نگاه اسلام، مطلقِ‌مقدم داشتن دیگران بر خود در تأمین نیازها و خواسته‌ها، ارزش تلقى نمی‌گردد؛ زیرا ترجیح بدون مرجح و تقدیم نابه‌جا – چنانکه در آداب ایثار خواهد آمد – ارزش نیست.
ب. مقدم‌داشتن منفى؛ مانند: «بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَیاهَ الدنْیا وَ الْآخِرَهُ خَیْرٌ وَ أَبْقى؛ بلکه زندگانى دنیا را ترجیح می‌دهید، در حالى‌که آخرت، بهتر و پایدارتر است» (اعلی: ۱۶ – ۱۷).
۳.اهمیت و ارزش ایثار
ایثار از برجسته‌ترین فضایل و ارزش‌هاى انسانى است که در قرآن و سخنان نورانى پیشوایان اسلام، از آن ستوده شده است؛ ازجمله قرآن‌کریم درباره‌ی ایثار جانى حضرت على ۷ می‌فرماید: «و برخی از مردم براى به‌دست آوردن خشنودى خدا جان خویش را فدا می‌کنند» (بقره: ۲۰۷) و در دیگر جای درباره ایثار مالى خاندان پیامبر اعظم ۹ می‌فرماید: «غذاى خویش را با آن‌که آن را دوست دارند، به مسکین و یتیم و اسیر می‌خورانند» (انسان: ۸). همچنین از «انصار»-که در حال فقر، از برادران مهاجر خود، با تقسیم اموال و خانه‌هاى خویش پذیرایى کردند و آنان را بر خود مقدم داشتند- این‌گونه تمجید می‌کند: «دیگران را بر خود مقدم می‌دارند، هرچند خود، فقیر و نیازمند باشند» (حشر: ۹).
در روایات از ایثار با عناوینى همانند: بالاترینِ مکارم اخلاقى (تمیمی‌آمدی، ۱۴۱۰: ۵۴)، بالاترینِ مراتب نیکوکاری (همان: ۴۹)، بالاترینِ درجات ایمان (همان: ۹۰) و بهترینِ عبادت (همان: ۶۱) ارزش‌گذارى شده است و در فرهنگ اسلام، کسانى شایسته نام‌بردارى به فضیلت، مروت و فتوت هستند که از این خصلت ارجمند، برخوردار باشند.
پیامبر اسلام ۹ و اهل بیت : آن بزرگوار – که کامل‌ترین انسان‌ها هستند- از بالاترین مراتب ایثار، برخوردارند و در این خصلت زیباى انسانى و اسلامى، سرمشق دیگران‌اند. پیروان راستین آنان نیز از این خصلت، بهره وافرى داشته‌اند و دارند.امام حسن مجتبی ۷، در توصیف همنشینان پیامبر خدا می‌فرماید: «یُوَقرونَ الکَبیرَ، وَ یَرحَمونَ الصغیرَ، وَ یُؤثِرونَ ذَا الحاجَهِ؛ به بزرگ‌ترها احترام می‌گذارند، با کوچک‌ترها مهربان‌اند، و نیازمند را بر خود ترجیح می‌دهند» (صدوق، ۱۳۷۸: ‌۱، ۳۱۸).
۴.انواع ایثار
ایثار، انواع فراوانى دارد که برای نمونه؛ مهم‌ترین آنها بیان می‌شود:
۱.۴.ایثار در مال‌
بررسى متون دینی نشان می‌دهد که در قرآن و حدیث، بیشترین کاربرد کلمه «ایثار» و آنچه این معنا را می‌رساند، در ایثار مالى است و این، بدان جهت است که نیازهاى مالى، از گسترده‌ترین و ضروری‌ترین نیازهاى انسان است. ایثارگر تنها آن قسمت از اموالش را که به شخص خودش اختصاص دارد، می‌تواند ایثار کند و چنین حقى را نسبت به اموالى که باید صرف هزینه افراد تحت تکفل خود کند، ندارد و بخشش نفقه افراد یاد شده، نه تنها ایثار محسوب نمی‌شود، بلکه ناپسند و ممنوع است.
در زمان رسول خدا ۹ مردى انصارى، همه‌ی دارایى خود را به‌هنگام مرگ- که عبارت بود از پنج، شش برده- آزاد کرد و چیزى براى کودکان صغیرش باقى نگذاشت، مسلمانان پس از مراسم تشییع و خاکسپارى او، داستانش را براى پیامبر۹ نقل کردند، آن‌حضرت فرمود: «اگر پیش از خاکسپارى مرا آگاه ساخته بودید، اجازه نمی‌دادم او را در قبرستان مسلمانان دفن کنید! او به چه مجوزى، فرزندان صغیرش را تهیدست گذاشته تا دست به‌سوى مردم دراز کنند؟!» (کلینی، ۱۴۰۷: ‌۵، ۶۷).
۲.۴.ایثار در جان‌
اهمیت و ارزش ایثار در جان، فراتر از ایثار در مال است. کمتر کسى است که حاضر شود زندگى دیگرى را بر زندگى خود مقدم بدارد. حتى فرشتگانِ برجسته‌ای، مانند جبرئیل و میکائیل ۸ از این نوع ایثار تن می‌زنند (کراجکی،۱۴۱۰: ‌۲، ۵۵). ایثار در جان، مرتبه انسان کامل است. از این‌رو؛ ایثار امام على ۷ در لیله المَبیت مورد ستایش خداوند متعال قرار می‌گیرد و خداوند، این‌چنین در نزد فرشتگان به آن مباهات می‌کند:«و کسانى از مردم، جانشان را براى به‌دست آوردن رضاى خدا، سودا می‌کنند» (بقره: ۲۰۷).
ایثارگران به‌واسطه ایمان راستین، به‌راحتى در صف مجاهدان راه خدا درآمده و با ایثار جان و مال، دین خدا را یارى می‌کنند. کسى که جان برکف از اسلام و مرزهاى اسلامى دفاع می‌کند، خود را به آب و آتش می‌زند و چه بسا خون پاکش در راه پاسدارى از اسلام و ارزش‌هاى اسلامى ریخته ‌شود، بالاترین درجه ایثار و محبوب‌ترین مقام را نزد خدا دارد؛ چنانکه رسول خدا۹ درباره ارزش‌ خون پاک شهیدان راه خدا می‌فرماید: «هیچ قطره‌اى در پیشگاه خداوند، محبوب‌تر از قطره خونى نیست که در راه خدا ریخته می‌شود» (کلینی، ۱۴۰۷: ‌۵، ۵۳).
۳.۴.ایثار در دعا
از نکته‌های آموزنده در سیره اهل بیت عصمت و طهارت :، مقدم‌داشتن دیگران در دعا است.امام کاظم ۷ از پدرانش چنین روایت کرده است: «فاطمه ۳ هرگاه دعا می‌کرد، براى زنان و مردان پرهیزگار، دعا می‌کرد و براى خودش دعا نمی‌کرد. به ایشان گفته شد: اى دختر پیامبر خدا! شما براى مردم، دعا می‌کنى و براى خودت دعا نمی‌کنى؟ فرمود: اول، همسایه، بعد، خانه!» (صدوق، ۱۳۸۵: ‌۱، ۱۸۲). پیروان برجسته اهل بیت : نیز از فضیلت این نوع ایثار، برخوردار بودند. زید نرسى می‌گوید:
با معاویه بن وهب، در موقف عرفات بودم و او مشغول دعا‌کردن بود. در دعایش کنجکاوى کردم. ندیدم که حتى یک کلمه براى خودش دعا کند؛ بلکه براى یکایک مسلمانان، به‌نام و نام پدرانشان، دعا می‌کرد، تا آنکه مردم کوچ کردند. به او گفتم: عمو جان! از شما چیز عجیبى دیدم.گفت: چه دیدى که تو را به تعجب وا داشته است؟ گفتم: در یک چنین مکانى، برادرانت را بر خودت مقدم می‌دارى و به یاد یکایک افراد هستى! به من گفت: از این کار، تعجب مکن، پسر برادرم؛ زیرا من از مولایم و مولاى تو و مولاى همه مردان و زنان پرهیزگار – که به‌خدا سوگند، آقاى گذشتگان و تمام‌ کسانى است که بعد از پدران بزرگوارش باقى مانده‌اند- شنیدم – و کر باد این دو گوش معاویه و کور باد دو چشم او و به شفاعت محمد ۹ نرسد، اگر نشنیده باشد – که فرمود: «هر کس پشت سر برادرش براى او دعا کند، فرشته‌اى از آسمان دنیا ندا در می‌دهد:«اى بنده خدا! هزار برابر اجر آنچه دعا کردى، براى خودت باد!» و فرشته‌اى از آسمان دوم، ندا در می‌دهد: «اى بنده خدا! و دویست هزار برابر آنچه دعا کردى، براى خودت باد!» و فرشته‌اى از آسمان سوم، ندا در می‌دهد: «اى بنده خدا! و سیصد هزار برابر آنچه دعا کردى، از براى خودت باد!» و فرشته‌اى از آسمان چهارم، ندا در می‌دهد: «اى بنده خدا! چهارصد هزار برابر آنچه دعا کردى، از براى خودت باد!» و فرشته‌اى از آسمان پنجم، ندا در می‌دهد: «اى بنده خدا! پانصد هزار برابر آنچه دعا کردى، از براى خودت باد!» و فرشته‌اى از آسمان ششم، ندا در مى‌دهد: «اى بنده خدا! ششصد هزار برابر آنچه دعا کردى، از براى خودت باد!» و فرشته‌اى از آسمان هفتم، ندا در می‌دهد:«اى بنده خدا! هفتصد هزار برابر آنچه دعا کردى، از براى خودت باد!». آنگاه، خداوند- تبارک و تعالى- به او ندا در می‌دهد: «منم آن غنی‌اى که هرگز فقیر نمی‌شوم. اى بنده خدا! هزار هزار برابر آنچه دعا کردى، از براى خودت باد!». پس، اى برادرزاده!کدام‌یک بهتر و بزرگ‌تر است: آنچه من براى خود انتخاب کردم، یا آنچه تو مرا به آن توصیه می‌کنى؟ (راوندی، ۱۴۰۷: ۲۸۹ – ۲۹۰).
۵.عوامل ایثار
عواملى که بر ایثار، مساعدت می‌کنند، عبارتند از:
۱. بزرگداشت حقوق: اگر حقوق در نظر انسان، بزرگ داشته شود، آن را یکسره رعایت می‌کند و به آن جامه عمل می‌پوشاند و تباه کردن آن را ناگوار می‌داند و می‌داند که اگر به مقام ایثار نرسد، حقوق را چنانکه شایسته است، رعایت نکرده است. بنابراین، ایثارش را براى مراقبت از حقوق قرار می‌دهد؛
۲. نفرت از خست: هرگاه انسان از خست، نفرت پیدا کند و آن را زشت بشمارد، خود را به ایثار ملزم می‌کند و راهى براى نجات از این نفرت کینه‌آلود، جز با ایثار نمی‌یابد؛
۳. تمایل به مکارم اخلاقى: انسان بر حسب تمایل به خصلت‌هاى خوب اخلاقى ایثار می‌ورزد، براى اینکه ایثار، برترین درجه خصلت‌هاى بزرگوارانه اخلاقى است (بن‌حمید، بی‌تا: ‌۳، ۶۳۰).
به‌نظر می‌رسد که اسباب ایثار به این مقدار کافى نیست.درست است که امورى مانند: بزرگداشت حقوق، و بیزارى از بخل و رغبت به ارزش‌هاى‌ اخلاقى در پیدایش خصلت ارزشمند ایثار کارساز است؛ لیکن پرسش اصلى این است که: این ویژگی‌هایی که عوامل ایثار شمرده شده‌اند، چگونه در انسان تحقق پیدا می‌کنند؟ و چه کسى به‌دلیل رغبت به ارزش‌هاى اخلاقى و نفرت از حرص و خِست و براى رعایت حقوق دیگران ایثار می‌کند و خواست دیگران را بر خواست خود مقدم می‌دارد؟
بررسى دقیق براى پاسخ‌دادن به این پرسش‌ نشان می‌دهد که ایثار، ریشه‌اى جز ایمان ندارد. تقویت صفات نیکویى که به صفت ایثار منتهى می‌شوند نیز تنها در سایه ایمان امکان‌پذیر است. از این‌رو، در مکاتب مادى سخن از ارزش‌هاى اخلاقى، شوخى است و هدفى جز فریب‌دادن و گمراه‌کردن افکار عمومى ندارد. بر این پایه، هرچه ایمان در وجود انسان تقویت شود، به خصلت ارزشمند ایثار نزدیک‌تر می‌گردد و به فرموده امام على ۷ «انسان، در بالاترینِ مراتب ایمان ایثارگر می‌شود» (تمیمی آمدی، ۱۴۱۰: ۹۰)و به فرموده امام صادق ۷؛ «بندگانی کامل‌اند که در سختى، دیگران را بر خود، مقدم می‌دارند» (مجلسی،۱۴۰۳: ‌۶۴، ۳۵۱).
انسان پرهیزگاری که خود را در تحت تدبیر خدا می‌داند و او را روزی‌بخش مهربان می‌شناسد، از بذل دارایی‌هاى خود -که جملگى دارایى خدا است-واهمه‌اى ندارد. اگر انسان به وعده خدا ایمان داشته باشد و خود را در همه دادوستدها در تعامل با او بداند (نه در تعامل با مردم)، به او توکل می‌کند و هرگز او را بخیل و یا نعمت‌های بی‌کرانش را محدود نمی‌بیند. پس هرچه ایمان کامل‌تر شود، قدرت ایثارگرى در انسان افزون می‌گردد تا به مرتبه ایثار جان و جانبازى می‌رسد. و از موانع ایثار، ایمان نداشتن به پاداش الهى و تأثیر آن در سعادت دنیوى و اخروى است.
۶.آثار و برکات ایثار
ایثار نقطه مقابل استئثار (انحصارطلبى) است. هرچه استئثار براى جامعه مطلوب انسانى زیانبار و براى وحدت و انسجام آن ویرانگر است؛ ایثار، سودمند و سازنده است. اسلام، در مقابل مکاتب مادى – که فرهنگ خودخواهى و خودپرستى را تبلیغ و ترویج می‌کنند- خودخواهى را ریشه مفاسد فردى و اجتماعى می‌داند و با ترویج فرهنگ ایثار و از خودگذشتگى می‌خواهد این ریشه خطرناک را بخشکاند. البته با نگاهی دقیق و عمیق در می‌یابیم که اسلام با این اقدام خودخواهى فطرى انسان را هدایت و منافع واقعى و دراز مدت او را فراهم کرده است. ایثارگر، علاوه بر مزین‌شدن به بهترین فضیلت‌های اخلاقى و دستیابى به مقامى والا و ارجمند به برکات متعددى نیز می‌رسد که برخى از آنها بیان می‌شود:
۱. رستگاری: قرآن‌کریم در انتهای آیه ایثار، برکات فردى و اجتماعى آن را در جمله‌ای خلاصه کرده، می‌فرماید: «و آنها که از خست نفس خویش مصون بمانند، آنان همان رستگاران‌اند» (حشر: ۹). فَلاح و رستگاری، از مهم‌ترین برکاتِ ایثار و مبارزه با خودخواهى و خست است و آن عبارت است از: کامیابى و رسیدن به همه‌ی خواسته‌هاى حقیقىِ فردى و اجتماعى؛[۲]
۲. کمال اخلاقى: ایثارگر قبل از ایثار، فرومایگی‌هایی همانند بخل، حرص، مال‌دوستى و… را زیر پا نهاده، سپس از مرز فضیلت‌هایى چون پرداخت حقوق، سخاوت، انفاق و احسان نیز گذشته تا به مرز ایثار رسیده است. از این‌رو، امام علی ۷ می‌فرماید: «مکارم اخلاقى، جز با عفت و ایثار کامل نمی‌شود» (تمیمی آمدی،۱۴۱۰: ۷۸۱). انسان‌هاى ایثارگر خود را می‌سازند و منافع حقیقى و همیشگى خود را فراهم می‌کنند و به تعبیر قرآن‌کریم: «اگر نیکى کنید، به خودتان نیکى کرده‌اید» (اسراء: ۷).به عکس، مادی‌گرایان و خودخواهان، خود را تباه می‌کنند و منافع حقیقى و همیشگى خود را از دست می‌دهند و به تعبیر دقیق قرآن‌کریم، فراموشى خدا فراموشى خویش است: «خدا را فراموش کردند. خداوند هم آنان را دچار خودفراموشى کرد» (حشر: ۱۹)؛
۳. سرورى: امام علی ۷ می‌فرماید: «با ایثار دیگران بر خویشتن، سرورى می‌یابى» (تمیمی آمدی، ۱۴۱۰: ۳۰۲)؛
۴. ارفاق و بهشت الهى: خداوند متعال در مناجات با موسى۷ – پیرامون ایثارگران-فرمود: «اى موسى! هر یک از آنان (ایثارگران) هر عملى که در عمر خویش انجام داده باشد، از محاسبه آن چشم می‌پوشم و هر جاى بهشت را که بخواهد، او را اسکان می‌دهم»(أبی‌فراس، ۱۴۱۰: ۱، ۱۷۳)؛
امام باقر ۷ می‌فرماید: «خداوند، بهشتى دارد که جز سه‌کس وارد آن نمی‌شود: مردى که برضد خود به حق داورى کند؛ مردى که براى خدا به دیدن برادرش برود و مردى که برای خدا برادر پرهیزگارش را بر خویشتن مقدم بدارد» (کلینی، ۱۴۰۷، ‌۲،۱۷۸)؛
۵. محبوب خدا و خلق: گسترش فرهنگ ایثار در جامعه، نه تنها منافع شخصى ایثارگران را تهدید نمی‌کند، بلکه آنان را محبوب خدا (همان: ‌۴،۴۱) و خلق (تمیمی‌آمدی، ۱۴۱۰: ۳۰۲) می‌کند و موجب دستیابى آنان به بهترین زندگی‌ها در جهان جاوید می‌شود (مجلسی، ۱۴۰۳: ‌۷، ۲۱۱ – ۲۱۲). علاوه بر این، ریشه مفاسد اجتماعى را نیز می‌سوزاند و منافع مادى و معنوى جامعه بشر را فراهم می‌کند.
۷.آداب ایثار
رعایت آداب ایثار شرط تحقق مفهوم ایثار به‌عنوان ارزشی مهم اخلاقى هست؛ ایثار، نشانه برترین امتیاز در روابط انسانى، مردم‌گرایى و غم‌خوارى است که از ایمان سرشار، محبت به‌خدا و مردم و احساس وظیفه اجتماعى سرچشمه می‌گیرد و با آداب ویژه‌ی خود صورت می‌پذیرد که برخى از آنها بدین قرار است:
الف.اخلاص‌
نخستین ادبِ ایثار، اخلاص است. زیبایى و ارزشمندى ایثار در صورتى است که این کار سترگ در راستاى خشنودى خداى بزرگ و خالصانه انجام گیرد و هیچ‌گونه چشم‌داشتى از نیازمند و دیگران نداشته باشد. چنانکه اهل بیت پیامبر، هنگام ایثار نان شب خود به مسکین و یتیم و اسیر، گفتند: «تنها برای رضای خدا به شما غذا دادیم، هیچ پاداش و سپاسى از شما توقع نداریم» (انسان: ۹). اگر اخلاص نباشد «مقدم داشتن دیگرى» تحقق پیدا نمی‌کند. وقتى کسى با انگیزه‌اى غیرالهى، چیزى را به دیگری می‌دهد که خود بدان نیازمند است. درواقع، آن را به خودش داده است؛ چراکه انگیزه نفسانى و خودخواهى، او را وادار به این عمل کرده است.
ب.علاقه‌مندى‌
دومین ادب ایثار، علاقه‌مندى به چیزى است که ایثار می‌شود؛ امام باقر ۷ درباره آیه شریفه: «و خوردنى را با وجود دوست داشتن آن، اطعام‌ می‌کنند»فرمود؛ «یعنى با وجود میل و علاقه خودشان به آن خوراک» (صدوق، ۱۳۷۶: ۲۶۱). اگر علاقه‌مندى به آن نباشد، «مقدم داشتن دیگران» بی‌معنا است.
ج.مقدم داشتن نزدیکان‌
مقدم داشتن نزدیکان و کسانى که فراهم کردن نیازهاى زندگى آنان بر انسان واجب است، از دیگر آداب ایثار است؛ زیرا مقدم داشتن دیگران بر«نزدیکان»، به‌عقل و شرع صحیح نیست. سماعه می‌گوید: از امام صادق ۷ پرسیدم: مردى تنها خوراک روزانه خود را دارد. آیا کسى که [تنها] خوراک روزانه خود را دارد، با کسى که چیزى ندارد، همدردى کند [و خوراکش را به او بدهد]؟ و کسى که خوراک یک ماه خود را دارد، با کسى که کمتر از آن دارد، همدردى کند؟ و در مورد سال هم به همین‌سان؟ یا آنکه اینها همه، همان کفافى است که ملامتى بر [اندوختن و ایثار نکردن‌] آن نیست؟ آن‌حضرت فرمود:«مطلب، دو تاست: [یکى اینکه‌] برترینِ شما کسى است که در ایثار کردن و بخشیدن حق خود، حریص‌تر باشد؛ زیرا خداوند عزوجل می‌فرماید: «و بر خویشتن، مقدم می‌دارند، هرچند خودشان نیازمند باشند». مطلب دیگر اینکه بر کفاف، ملامتى نیست. دستِ‌دهنده بهتر از دست‌گیرنده است و [در اعطا و ایثار] از خانواده‌ات آغاز کن» (کلینی، ۱۴۰۷: ‌۴، ۱۸).
د.مقدم داشتنِ اهل ایمان‌
ادب دیگر ایثار، مقدم داشتنِ اهل ایمان است. ایثار باید هدفدار و حساب‌شده انجام گیرد و این نهال مستعد در زمین قابل رشد کاشته شود و پرهیزگار، کسى را بر خویش مقدم دارد که دست‌کم از لحاظ فکرى و عقیدتى هم‌طراز او باشد، نه اینکه دسترنج خویش را به افراد لاابالى، منافق یا کافر ببخشد و خود را بیچاره و زمین‌گیر کند. چنانکه از امام على ۷ روایت شده: «با دیگر مردمان، به انصاف رفتار کن و با پرهیزگاران، به ایثار»(تمیمی‌آمدی، ۱۴۱۰: ۴۶۷).
هـ. مقدم داشتن نیازمندتر
این ادب نیز از مقومات مفهوم ارزشىِ ایثار است؛ زیرا فراهم‌کردن نیازهاى ثانویه دیگران با هزینه نیازهاى اولیه خود ارزش محسوب نمی‌شود. از این‌رو، امام على ۷ درباره آیه ایثار می‌فرماید: «آنچه را که او (دیگرى) بدان نیازمندتر از توست، بهره خویش مساز» (کوفی اهوازی، ۱۴۰۴: ۴۵).
و. برخورد خوش‌
ادب برخورد ایثارگر با طرف ایثار بی‌تردید، رعایت این ادب، شرط کمال ایثار است و بدون آن، گاه ایثار ارزش اخلاقى خود را از دست می‌دهد و به فرموده امام على ۷: «خوش‌رو، از ترش‌روىِ ایثارگر بهتر است» (تمیمی‌آمدی، ۱۴۱۰: ۷۲۶).
۸.نتیجه‌گیری
ایثار و ازخودگذشتگى از مکارم اخلاق اجتماعى در زندگی و از مهم‌ترین فضایل اخلاقى است‌؛ از این‌رو؛ براى هدایت جامعه و در همه زمان‌ها و موقعیت‌ها، موعظه و راهنمایى به تنهایی کافى نیست، بلکه باید در مواردى ایثار کرد و متخلق به این اخلاق الهی شد.
ایثار و فداکاری که پاى گذاردن بر هواى نفس است، به وارستگى از دنیا و رفع تعلقات مادى می‌انجامد. انسان با مقدم داشتن دیگران روح خود را از اسارت خواهش‌هاى دنیوى می‌رهاند. ایثار جان انسان را از تلاطم در مقابل کم و زیاد زخارف دنیا حفظ می‌کند و ظرف وجودى او را می‌گستراند. تلطیف روح براى رسیدن به‌کمال و ایجاد روحیه وارستگى حاصل این تلاش اخلاقى است. از این‌رو، رشد انسان، در سایه ایثار و سخاوت است که نشانگر نوع‌دوستى و دلسوزى و محبت است. اگر همه‌ی مردم از امکانات یکسان برخوردار باشند، زمینه‌اى براى بروز این کمال اخلاقی؛ یعنی ایثار و نشانه‌های آن، باقى می‌ماند.
فهرست منابع
۱. قرآن‌کریم
۲. ابن‌فارس، أحمد (۱۴۰۴ق) معجم مقاییس اللغه، قم، مکتب الاعلام الاسلامی، چاپ اول.
۳. بن حمید، صالح (بی‌تا) موسوعه النضره النعیم فى مکارم اخلاق الرسول الکریم۹، جده، دار الوسیله، چاپ چهارم.
۴. تمیمی آمدی، عبد الواحد بن محمد (۱۴۱۰ق)غرر الحکم و درر الکلم، قم، دار الکتاب الإسلامی، چاپ دوم.
۵. جعفر بن محمد (۱۴۰۰ق) مصباح الشریعه، اعلمی، بیروت، چاپ اول.
۶. حسینی زبیدی، محمدمرتضى‌ (۱۴۱۴ق) تاج العروس من جواهر القاموس، بیروت، دار الفکر للطباعه و النشر و التوزیع، چاپ اول.‌
۷. راغب اصفهانى، حسین بن محمد (۱۴۱۲ق)مفردات الفاظ قرآن‌، بیروت، دار القلم‌، چاپ اول.
۸. صدوق، محمد بن على‌ (۱۳۷۶ش) الامالی، تهران، کتابچی، چاپ ششم.
۹. صدوق، محمد بن على‌ (۱۳۷۸ق) عیون اخبار الرضا۷، تهران، نشر جهان، چاپ اول.
۱۰. صدوق، محمد بن على‌ (۱۳۸۵ق) علل الشرائع، قم، کتاب فروشی داوری، چاپ اول.
۱۱. قطب‌الدین راوندی، سعید بن هبه الله (۱۴۰۷ق) الدعوات (سلوه الحزین)، قم، انتشارات: مدرسه امام مهدی(عج)، چاپ اول.
۱۲. کراجکی، محمد بن علی (۱۴۱۰ق) کنز الفوائد، قم، انتشارات: دار الذخائر، چاپ اول.
۱۳. کلینی، محمد بن یعقوب (۱۴۰۷ق) الکافی، تهران، دار الکتب الإسلامیه، چاپ چهارم.
۱۴. کوفی اهوازی، حسین بن سعید (۱۴۰۴ق) المؤمن، قم، مؤسسه الإمام المهدی(عج)، ‌.
۱۵. مجلسی، محمدباقر (۱۴۰۳ق) بحار الانوار، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، چاپ دوم.
۱۶. مصطفوى، حسن‌ (۱۳۶۸ش) التحقیق فى کلمات القرآن الکریم، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی‌، چاپ اول‌.
۱۷. نراقى، مهدى بن ابی‌ذر (بی‌تا) جامع السعادات‌، بیروت، مؤسسه الأعلمی للمطبوعات‌، چاپ چهارم.
۱۸. ورام بن أبی‌فراس، مسعود بن عیسی (۱۴۱۰ق) تنبیه الخواطر و نزهه النواظر المعروف بمجموعه ورام، قم، مکتبه الفقیه، چاپ اول.

برچسب ها :
دسته : مطالب سایت

تاریخ : مرداد ۲۳, ۱۳۹۶ ساعت : ۸:۳۵ ب٫ظ

دیدگاه های این مطلب :

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کلمات کلیدی

پیش دبستانی قرآنی اسوه